لبخند زدن، دیدن سریال، رفتن به آرایشگاه یا انجام کارهای روزمره حتی در روزهای جنگ و بمباران، نشانه بی مسئولیتی نیست. این کارها راهی برای مراقبت از روان است. همان طور که سربازها هم در دل سخت ترین لحظه ها شوخی می کنند و می خندند، شهروندان هم برای ادامه دادن نیاز به لحظه های استراحت ذهنی دارند.
در شرایطی که آینده نامعلوم است و فشار روانی بالاست، بسیاری دچار اضطراب، خستگی ذهنی و کاهش تمرکز می شوند؛ حالتی که «خستگی شناختی» نام دارد. نظریه «بازسازی توجه» می گوید ذهن انسان باید گاهی در فضایی بدون هدف و فشار رها شود تا دوباره توان تصمیم گیری و تحمل فشار را پیدا کند. حتی سرگرمی های ساده و پیش پاافتاده هم می توانند نقش «حواس پرتی هدفمند» را بازی کنند؛ ابزاری برای نجات روان، نه نشانه بی تفاوتی.
ما قرار نیست همیشه تحلیلگر، فیلسوف یا متخصص جنگ باشیم. بیشترمان شهروندانی هستیم که باید زندگی مان را تا جایی که می توانیم ادامه دهیم و انرژی مان را یک جا خرج نکنیم. در سرزمینی که هر روز ممکن است خبر تلخی برسد، توان روانی همان چیزی است که ما را زنده نگه می دارد و کمک می کند، همان طور که نسل های قبل از سخت ترین نبردها گذشتند، ما هم از این روزهای سخت عبور کنیم؛ شاید زخمی، اما با امید.
این مطلب از سایت خبری عصر ایران بازنشر و اندکی خلاصه شده است. مطلب اصلی از آقای احسان محمدی است.
لبخند زدن در جنگ شرم آور نیست
سید حامد واحدی
5 فروردين 1405