زندگی

من در شهری زندگی می کنم که یکی از معروف ترین سمفونی های موزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند!
شهری که می گویند مسلمان ساز و مسلمان دار است اما با هر نفس تهمت میزنند و غیبت می کنند و به قولی گوشت برادرمرده خود را با ولع می خورند.
شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می باشد!
شهری که زبانش “پارسی” است اما می گویند “فارسی” چون زبان عربها “پ” ندارد!
شهری که من دوست دارم هوای تو را داشته باشم، و تو هوای من را ، اما نه به معنی حمایت! به این معنی که هیچ کدام نمی خواهیم در هوای خودمان نفس بکشیم.
شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی!
شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می بازد!
شهری که کف اتوبانش دست انداز دارد!
شهری که همه فکر می کنند فقط خودشان می فهمند!
شهری که مرگ بر آمریکا می گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل یکبار ببینند!
شهری که همه مشکل را در کس دیگر می جویند!

برچسب ها: اجتماعي٬ سرگرمي